
وقتی می خوام شروع به نوشتن پست جدید کنم می ترسم. از زدن حرف هایی که دیگه برنمیگردن می ترسم. از رفتن به جاهایی که فراموش کردم می ترسم. از نشستن توی تاکسی مسیرهایی که قبلا هر شب برمیگشتم می ترسم. از کلاس های جدید و استاد های قدیمی می ترسم. از دیدن دوست هام هم می ترسم. می ترسم و باور نمی کنم.xa0 از اینکه دوباره در همان گره های قبلی گیر کنم می... از اینکه طلوع خورشید رو ببینم هم... همه ی این ها نیاز به ...
ادامه مطلب