
این تابستان از قشنگترین تابستانهای عمرم بود. از آنها که گرما را بهانه نمیکردم برای بیرون نرفتن. از ماندن در خانه لذت میبردم همانطور که از قدم زدن در خیابانهای انقلاب. من انگار فراموش کرده بودم برای شاد بودن خودم هم یکی از شرطهای لازم هستم. این تابستان خوشحال بودم و این خوشحالی را قبل از هر چیز مدیون خودم هستم که خواستم. یاد گرفتم. سخت هم یاد گرفتم که بعضی امور از محالات وقوعی هستند پس هر...
ادامه مطلب