
- درو باز کن ببینم چی شده!- نمیخوام.- کی اذیتت کرده؟- همه ی همه.- بیا درو باز کن حرف بزنیم.- نمیخوام تو همش دعوا میکنی.- قول میدم دعوا نکنم.چهار سالش است و با هم کنار نمیآییم. در را باز میکند و مینشیند توی بغلم. اشک هایش را که پاک میکنم میگوید:- بازی هم میکنیم؟- نه من کار دارم. میرود توی اتاقش، در را میبندد و من به این فکر میکنم که چرا انقدر دنیاهایمان از هم دور است.... بعد مدتها ...
ادامه مطلب