کوکورو خرگوش سفید من

خرید بک لینک


- درو باز کن ببینم چی شده!
- نمیخوام.
- کی اذیتت کرده؟
- همه ی همه.
- بیا درو باز کن حرف بزنیم.
- نمیخوام تو همش دعوا میکنی.
- قول میدم دعوا نکنم.
چهار سالش است و با هم کنار نمیآییم. در را باز میکند و مینشیند توی بغلم. اشک هایش را که پاک میکنم میگوید:
- بازی هم میکنیم؟
- نه من کار دارم.
میرود توی اتاقش، در را میبندد و من به این فکر میکنم که چرا انقدر دنیاهایمان از هم دور است.

...

بعد مدتها آلبوم را از بالای کمد بیرون میکشم. باید چند تا از عکسهای بچگیام را برای دوستم پیدا کنم. غرق عکسها میشوم. باور نمیکنم خودم باشم. انگار عکسها فقط میخواهند اثبات کنند من هم زمانی بچه بودهام. بودهام؟ در یکی از عکسها بچهها میدوند من یک گوشه ایستادهام. در دیگری برای بچهها قاصدک میآورم تا فوت کنند. در چندتا هم عروسکها را خواباندهام کنارم یا بغلشان کردهام. یکیشان را میگذارم روی پروفایل تا یادم بندازد این غریبه آشنا را که به جای من در عکس ها لبخند میزند.
ادامه مطلب
از آنها که نمی دانی چرا ولی باید می نوشتی...

ما را در سایت از آنها که نمی دانی چرا ولی باید می نوشتی دنبال می‌کنید

برچسب: کوکورو,خرگوش,سفید, نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 20:38

صفحه بندی