
این تابستان از قشنگترین تابستانهای عمرم بود. از آنها که گرما را بهانه نمیکردم برای بیرون نرفتن. از ماندن در خانه لذت میبردم همانطور که از قدم زدن در خیابانهای انقلاب. من انگار فراموش کرده بودم برای شاد بودن خودم هم یکی از شرطهای لازم هستم. این تابستان خوشحال بودم و این خوشحالی را قبل از هر چیز مدیون خودم هستم که خواستم. یاد گرفتم. سخت هم یاد گرفتم که بعضی امور از محالات وقوعی هستند پس هر...
ادامه مطلب
گریه ها با هم تفاوت دارند، گاهی بغض می کنیم اما نمی باریم، گاهی از پهنای صورت اشک می ریزیم، گاهی هم شروع می کنیم های های باریدن. گریه ها با هم تفاوت دارند، گاهی بی صدا می باریم، گاهی چنان هق هق می کنیم که گویی دردی مانده از سال ها قبل و حالا بهانه اش را یافته. گریه ها با هم تفاوت دارند، گاهی می گذاریم همه بخوابند بعد بباریم، گاهی می گذاریم بروند، گاهی جایی نمی گذاریمشان بی اجازه می بارند. هر گری...
ادامه مطلب