دوستت دارم مثل یک مرد. با اینکه مرد نیستم

خرید بک لینک


گریه ها با هم تفاوت دارند، گاهی بغض می کنیم اما نمی باریم، گاهی از پهنای صورت اشک می ریزیم، گاهی هم شروع می کنیم های های باریدن.

گریه ها با هم تفاوت دارند، گاهی بی صدا می باریم، گاهی چنان هق هق می کنیم که گویی دردی مانده از سال ها قبل و حالا بهانه اش را یافته.

گریه ها با هم تفاوت دارند، گاهی می گذاریم همه بخوابند بعد بباریم، گاهی می گذاریم بروند، گاهی جایی نمی گذاریمشان بی اجازه می بارند.

هر گریه صاحب خودش را دارد. وقتی می باریم خودمان می دانیم کدام شخصیت مان دارد می گرید. مثلا من می دانم وقتی از یک حرف بی منظور ناراحت می شوم و از منطقم هم هیچ حرف شنوی ای ندارم، پادمه ی نُه ساله است نه من. وقتی بهانه ی کافه ی قدیمی را می گیرد 16 سالش است. وقتی آخر کتابی که یک ماه خواندنش را طول داده می رسد و صفحات خشک نمی مانند 18 سالش است...

در این میان یک سری هم هستند که هنوز وجود خارجی پیدا نکرده اند. کمرنگند ولی هستند. پادمه 40 ساله از بزرگ شدن بچه هایش شکوه دارد. همینجور بگیرید تا به آخر.

این ها را مقدمه گفتم که بگویم هر کدام یک جور آرام می گیرند. بعضی هاشان منطق سرشان می شود. با کمی صحبت، شرایط را درک می کنند و دست از شکایت برمی دارند. کوچک تر ها نوازش می خواهند آنها چیزی از منطق نمی خواهند فقط می خواهند کسی در آغوششان بگیرد و موهایشان را نوازشش کند. اینها را شب آخر وقت با حوصله موهایشان را شانه می کنم و می خوابانم.

بعضی هاشان هم هستند که هیچ کدام این ها را نمی خواهند. نه با نوازش آرام می گیرند نه با حرف. آن ها را می گذارم ببارند.


پ.ن:بلند می شوم. می دوم. زمین می خورم. زخمی می شوم. چسب می زنم. دستم را به زانو می گیرم. بلند می شوم. می دوم. زمین می خورم. خسته می شوم. می گریم. می نشینم به تماشا. بلند می شوم...

پ.پ.ن: نت های روی میز تنها دلگرمی باقی مانده ام هستند.

پ.پ.پ.ن:نوشتم یادم بماند. دفعه بعد این قدر خودم را به درودیوار نزنم.

پ.پ.پ.پ.ن:از پست هایی که می دانم بعد ها پیش نویس می شود.

از آنها که نمی دانی چرا ولی باید می نوشتی...

ما را در سایت از آنها که نمی دانی چرا ولی باید می نوشتی دنبال می‌کنید

برچسب: دوستت,دارم,اینکه,نیستم, نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 20:38

صفحه بندی